اسكادران بي فرمانده |
| درد دل هاي يك آدم نفهم |
کاش وقت کنم برای یک دل سیر گریه .. کاش وقت کنم برای یک دل سیر معرفت .. کاش وقت کنم برای یک دل سیر دلتنگی .. کاش وقت کنم برای یک دل سیر پرواز .. کاش وقت کنم برای اینکه یک دل سیر به یادت باشم ..
کاش وقت کنم فراموشت نکنم !
تو مظلوم ترین فرد عالمی .. اما من همچنان وقت ندارم که ..... !
فقط برای خودم.
همین /.
تازه فهمیده ام که چرا هفته ای یک روز ( .. ) باید گریه باشد .. حتما برای اینکه از این دایره خارج نشوم.
تازه فهمیده ام گذشته ها چرا گریسته اند و چرا ما می گرییم و چرا خواهند گریست ..
کسی چه می فهمد که چرا " گریه بر هر درد بی درمان دواست " جز اهلش .. کسی چه می داند من چه می گویم جز آنکه در این دایره است ..
گاهی بد جوری دلم برای گریه تنگ می شود ..
همین/.
آهای با توام . خیلی وقته که دلم برات تنگ شده.
قبلا رفیق خوبی بودی , اما الان فقط فکر و خیالت شده یار دوران شلوغی ام !
اما باز هم دمت گرم که حداقل فکر و خیالت شده آرامش دوران شلوغی ..
اما باور کن یک بار دیگه دوست دارم تجربه ات کنم , نمی دونم هنوز دوستت دارم یا نه .. اما می دونم که حداقل دلم برات تنگ شده ..!
آهای تنهایی .. با توام !
خب بریم سر اصل موضوع ..
یه بنده خدایی شونصد سال پیش گفتن که سیاست ما عین دیانت ماست. البته کاشف به عمل آمده که شب قبل از اینکه این جمله رو بگن , لوبیا خورده بودن . البته عصرش هم ارده خورده بودن. خب می دونید که ارده باعث یبوست میشه و از طرفی لوبیا هم آدمو به تر تر می اندازه . خلاصه اینه این دو تا با هم Conflict میدن ( تداخل ایجاد میشه ) و ایشان تحت فشار های روحی , روانی و رودوی ( همان روده ای ! ) فردای اون شب این جمله تاریخی را از خود در می کنن. من گه خوردم . اصلا به من ربطی نداره !
حالا اگه قراره سیاست ما هم عین دیانتمون باشه نتیجه همین میشه که امروز توی استادیوم شعار میدن :
" فوتبال سیاسی نمی خوایم نمی خوایم " و شعار " تبانی , تیابی ..
پی نوشت : مسلما هر کی عسل رو با خربزه بخوره لزوما آدم بدی نیست بنابراین ما قصد نداریم ایشان ( همون اوشون که این جمله رو گفتن ) مورد سرزنش قرار بدیم و بگیم آدمی بدی بوده بلکه هدف اینه که اگه قراره همه چی از پیش تعیین شده باشه , ما بیکاریم رای بدیم !؟ چی ؟ نه منظورم اینه که بیکاریم بریم استادیوم ؟!
دیگه این بازیا چیه .. اصلا بازی استقلال - پرسپولیسو حذف کنن و هر فصل تیمی 2 امتیاز بدن .. خلاص
پی نوشت دو » برا ما ثابت نشده که " سیاست ما عین دیانت ماست " هر وقت ثابت شد ما هم از کرده خود پشیمان شده و لب به اعتراف گشوده و استکبار جهانی و دشمن و استعمار و .. را عامل اصلی اغفال شدنمان و در نتیجه ثبت این پست در وبلاگ معرفی می کنیم.
ما یک دیوانه ایم
همین/.
نمی دونم چرا خبری نمیشه یه بهونه ای جور شه واسه نوشتن..
آهان .. جمعه بازی پرسپولیس - استقلال ! ها ؟ نه چه موضوع چرتی !!
اوووم ..! آها راجع به محمود اح .. ! نه دیگه خیلی خزعبل شد !
وایستا بابا .. خب در مورد مسایل کاری بنویسم ؟ نه اینم فایده نداره ..
اصلا فایده داره بنویسم ؟ نه فکر نمی کنم ..
در مورد امین شیخ ال.. بنویسم ؟ نه بابا کی اینو می شناسه ..
اصلا فایده نداره بنویسی .. بهتره به همین " ارزش هر مرد به حرف هایی است که برای نگفتن دارد " عمل کتم.
البته فعلا .. !!
همین /.
دلم می خواد بنویسم .. اما نوشتنم نمیاد ..
به قول یه ینده خدایی برای نوشتن باید یکی از دو حالت زیر اتفاق بیفته :
1. ذهن متوهم , پرطلاطم , مشوش و هر چیزی توی این زمینه !
2. یک مثانه پر !
حالت اول که زیاد مهم نیست .. چون هم می تونی پرمعنا بنویسی هم خزعبل ..
حالت دوم خیلی مهم چون فقط می تونی با نوشته هات بشاشی به در و دیوار و دیگران و روزگار و .. این بیشتر حال میده !
الان من نه ذهنم متوهمه نه مثانه ام پر ! واسه همین نوشتنم نمیات !!
همین/.
امروز روز تحلیف بود و روزی که دو صحنه در چشم من نقش بست و روی مخم راه رفت :
* داشتم می آمدم به سمت ونک , سر توانیر .. یک سپاهی یا بسیجی یا هر چیز دیگر با یک اسلحه بدست ( اسلحه پرتاب گاز اشک آور ) ایستاده بود و با غرور تمام مردم را نگاه می کرد ! نمی دانم به چه فکر می کرد .. اما فکرش هر چه بود از حدیث بالا اثری در خود نداشت .. نمی دانم ..
** کمی بالاتر .. کمی آنطرف تر از پل پارک وی به سمت پمپ بنزین ولنجک .. مردی ایستاده بود .. چهره ای مذهبی داشت ... همسرش هم که چادری بود در کنارش .. با این تفاوت که چهره مرد رو به خیابان بود و ماشین های عبوری را نگاه می کرد و همسرش پشت به خیابان ..
مرد غرورش را زیر پایش گرفته بود با مقوایی بزرگ در دست که روی آن نوشته بود :
"" من جانبازم , مشکلات مالی دارم .. ""
از فرط درد نتوانستم بقیه اش را بخوانم ..نتوانستم ..
همین /.
بیاو شکست منو خط بزن برای یه بارم بشو مال من
کجایی تو روی خوش روزگار ...
================
اگه امیدم به خدا نبود , صد در صد یه غلط اضافه می کردم
همین /.
" الهم عجل لولیک الفرج " را نیز بازیچه کردند .. که با آن میلون ها را گمراه کردند...
خدایا ..
اگر قرار است در این امتحانات آسان , تجدید شویم , امتحانات زمان ظهور را چه کنیم !!!!!؟؟
نمی دانم ..
سکوت .. همیشه بهترین ماواست ..